مرتضى مطهرى

116

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تصميم مىگيرد اجرا هم بكند ؟ استبداد معنايش اين است كه همان كسى كه تصميم مىگيرد اجرا هم بكند . مشروطه معنايش اين است كه يك عده تصميم بگيرند و عدهء ديگر اجرا كنند ، و بايد آنهايى كه تصميم مىگيرند خود مردم انتخابشان كرده باشند . نمايندگان مردم تصميم بگيرند ، هيئت دولت اجرا كند . و تازه هيئت دولت را هم بايد نمايندگان تعيين كرده باشند تا در نتيجه همه چيز را مردم تعيين كرده باشند و در واقع مردم خودشان بر خودشان حكومت كرده باشند . ولى مخالفين مشروطه مىگفتند خير ، شما اينجا مغالطه مىكنيد و مىگوييد معناى استبداد اين است كه يك نفر تصميم بگيرد و او هم اجرا كند و معناى مشروطيت اين است كه نمايندگان مردم تصميم بگيرند و هيئت دولت اجرا كند . اينجا صِرف تصميم نيست ، اگر صرف تصميم بود ما مخالف نبوديم ، و راست هم مىگفتند . مىگفتند اگر مشروطيت اين‌طور بود كه مردم نمايندگان را انتخاب مىكردند كه نمايندگان قوهء مجريه را انتخاب كنند ، و نيز نمايندگان تصميم بگيرند ، هيئت دولت هم اجرا كند ولى اين تصميم براى اين باشد كه ببينند قانون خدا چه گفته است و قانون ديگر وضع نكنند ، هرچه قانون خدا گفته است مطابق آن تصميم بگيرند و دولت را موظف به اجراى آن كنند ، خوب بود اما مشروطيت كه اين نيست . شما يك كلمهء قشنگى را به كار مىبريد براى اغفال ما . مشروطيت معنايش اين است كه ملت نمايندگان را انتخاب كند و نمايندگان تصميم بگيرند . كلمهء قشنگى است ولى عين حقيقت نيست . نمايندگان قانون وضع كنند ، تصميم بگيرند نه اين است كه مطابق قوانين الهى تصميم بگيرند و قانون وضع كنند كه هيئت دولت اجرا كند . باز در اينجا منطق مستبدين ، منطق مشروطيين را شكست مىدهد . اما باز مشروطيين جوابى دارند كه در مقابل آن ، جواب ديگرى وجود ندارد . منطق موافقان مىگويند ما قبول داريم كه مشروطيت - كه مىگوييم نمايندگان مردم تصميم بگيرند - معنايش اين نيست كه مجتهدى كه مىخواهد استنباط احكام بكند ببيند قانون خدا چيست ، عين همان قانون را به دولت ابلاغ كند و دولت هم اجرا كند . ما هم قبول داريم كه اين‌جور نيست . نمايندگان مردم قانون وضع مىكنند ، ولى مگر هر قانون وضع كردنى ممنوع است ؟ نه . ما يك قانونى داريم به نام قانون دين . دين